خاطره زایمان
روز 29 اردیبهشت بود همیشه دوست داشتم که اردیبهشتی بشی دکتر واسه 6خرداد وقت سزارین داده بود
از صبحش من یه خورده درد داشتم خونه عزیز بودیم اخه 1ماه آخر رفته بودم اونجا خلاصه اصلا فکر نمیکردم درد زایمان باشه
تا عصر که هی دردا بیشتر شد عمه اینا گفتن بریم بیمارستان یه چکاپ کنیم ضرر نداره رفتیم بیمارستان بانک ملی
اونجا یه خانم دکتر مهربون بود که دکتر شیفت بود معاینه کرد وگفت ضربان قلب جنین رو هم باید بگیریم خلاصه به مامان دستگاه وصل کردن وگفتن هر موقع تو تکون خوردی دکمه رو فشار بدم
بعد چند دقیقه دیدم خانم دکتر وپرستاره دارن با هم پچ پچ میکنن من نفهمیدم چی میگن تا اینکه بعد از یه
ربع خانم دکتر گفت نیم ساعت دیگه بریم واسه عمل من از تعجب داشتم شاخ در میوردم گفتم خانم دکتر
شوخی میکنید گفت چه شوخیی ما به شما نگفتیم که استرس نگیرین جنین قلبش خیلی ضعیف میزنه
به نظر من همین الان باید سزارین بشی داشتم سکته میکردم گفتم من اخه الان آمادگیشو ندارم بعد هم
دکتر خودم هم که نیست گفت اگر میخوای تا صبح صبر کن دکترت بیاد ولی من نظرم اینه که همین الان
سزارین بشی خلاصه که منم قبول کردم یه پرستار اومد آنژیوکرد که همیشه ازش میترسیدم وخیلی هم
درد داشت بعد هم سوند گذاشت ولی اون درد نداشت نیم ساعت وقت داشتم تا عمل تمام بدنم داشت
میلرزید اصلا حالم خوب نبود فقط گریه میکردم عمه منیر وعمه مهناز وبابایی اومدن پیشم دلداریم میدادن
میگفتن نترس لحظه ای که منتظرش بودی بالاخره رسید ولی من حالم خیلی بد بود تمام سختیهای
دوران حاملگیم جلوی چشمم بود خیلی لحظه های بدی بود هم ترس داشتم هم خوشحال بودم همش
ائمه رو صدا میکردم خلاصه که با گریه رفتم اتاق عمل یه اقا دکتر که خیلی هم جدی بود منو نشوند و
با لحن تندی گفت تکون نخورم که میخوان آمپول بیحسی بزنن اصلا آمپولش درد نداشت بهش گفتم سر شدم ؟
گفت پاتو تکون بده اومدم پامو تکون بدم که دیدم مثل سنگ شده دیگه چیزی نفهمیدم تا اینکه یه صدایی
اومد بعد هم گریه تو گذاشتنت بغل صورتم داشتی گریه میکردی بوست کردم واز حال رفتم بعد که به حال
اومدم دیدم مامانی وبابایی ودایی وعمه ها خلاصه همه بالای سرمن وخوشحالن
این شد که شما پابه این دنیا گذاشتی باوزن 2700وقد50
امیدوارم که لحظه لحظه های زندگیت شاد باشی هیچ موقع رنگ غم نبینی من وبابایی برای تو هر کاری
باشه انجام میدیم تا تو یه لحظه عذاب نکشی خیلی خیلی خیلی دوست داریم


خاطره زایمان
